السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
613
تعليقات نقض ( فارسى )
بقطع رحلى ) گفته : « كيد سى و ششم - آنكه يك دو بيت در اشعار كبراى سنيّان الحاق نمايند بمضمونى كه صريح در تشيّع باشد و مخالف مذهب اهل سنّت ، و به همان وزن و قافيه و لغت مصنوع و منحوت سازند و گويند : اهل سنّت بنابر خفّت و خجالت خود اين ابيات را حذف و اسقاط نمودهاند و اين ماجرا اكثر نسبت بمقبولان اهل سنّت مثل شيخ فريد عطّار و شيخ اوحدى و شمس تبريز و حكيم سنائى و مولاناى روم و حافظ شيرازى و حضرت خواجه قطب الدين دهلوى و امثال ايشان رو داده ، و با شعار امام شافعى نيز قدماى ايشان سه بيت الحاق كردهاند ، اشعار امام شافعى اين است . يا راكبا قف بالمحصّب « 1 » من منى * و اهتف « 2 » بساكن خيفها و الناهض سحرا اذا فاض الحجيج الى منى * فيضا كملتطم الفرات الفائض ان كان رفضا حبّ آل محمّد * فليشهد الثّقلان أنّي رافضي ترجمه : اى شتر سوار توقّف كن در محصّب از حدود منى و آوازده ساكنان آن مكان و متحّركان آن مكان را يعنى مقيمان و مسافران آنجا را بوقت سحر ، زمانى كه رجوع كنند حاجيان بسوى منى رجوع كردنى مثل موج زدن فرات موج زننده : اگر دوستى آل محمّد رفض باشد پس جنّ و انس گواه باشند كه من رافضى هستم و غرض امام شافعى از اين ابيات مقابلهء نواصب است كه بسبب حبّ اهل بيت مردم را نسبت برفض ميكردند و حالا در بعض كتب شيعه اين سه بيت ديگر كه صريح در تشيّعاند نيز به آنها ملحق ساخته نقل كردهاند و بدان بر تشيّع امام شافعى تمسّك جسته : قف ثمّ ناد بأنّني لمحمّد * و وصيّه و بنيه لست بباغض أخبرهم انّي من النفر الّذي * بولاء أهل البيت ليس بناقض
--> ( 1 ) - محصب جاى سنگريزه انداختن است بمنى كه آنجا را حصاب ( بكسر ) نيز گويند . ( 2 ) - يقال : هتف فلان بفلان هتافا صاح به و منه : اهتف بالانصاراى نادهم و ادعهم .